الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

97

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

حديث متواتر و معروف « ثقلين » « 1 » گوياى اين مطلب و دليل بر آينده‌نگرى رسول خدا صلى الله عليه و آله است . ائمّهء اهل بيت عليهم السلام هر زمان فرصتى دست مىداد ، براى تبيين احكام و معارف و حلّ مشكل امّت اسلامى و صيانت از شريعت ، تلاش مىكردند . اين تلاشها را - كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله ( سال 11 هجرى ) آغاز و تا ابتداى غيبت صغرى ( سال 260 ) ادامه يافت - مىتوان در چند فصل پىگيرى كرد : فصل اوّل : تدوين كتاب در حالى كه پس از رحلت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله خلفاى وقت ، مردم را از تدوين احاديث منع كردند ، « 2 » امير مؤمنان و برخى از شاگردان آن حضرت ، نوشته‌هايى را از خود به يادگار گذاشتند . جلال الدّين سيوطى در كتاب تدريب الراوى مىنويسد : « ميان صحابهء نخستين و تابعين در ارتباط با كتابت و تدوين علم اختلاف فراوانى بود ، جمعى آن را نادرست و گروهى آن را روا شمرده و انجام مىدادند كه از اين گروه دوم ، على عليه السلام و فرزندش حسن عليه السلام و جابر است » . « 3 » از اين رو ، بايد گفت نخستين بار كتاب فقهى و دينى ، توسّط امير مؤمنان على عليه السلام تدوين يافت . قابل توجّه است كه تلاش آن حضرت در اين باره اختصاص به زمان پس از رحلت رسول مكرّم ندارد ، بلكه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز به طور ويژه به محضر آن حضرت مىرسيد و بهره‌هاى فراوان مىبرد و بسيارى از آموخته‌هايش را مكتوب ساخت . شيخ كلينى به سند معتبر از على عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : « هر روز و هر شب ، ملاقات

--> ( 1 ) . منابع اين حديث پيش از اين گذشت . ( 2 ) . داستان منع تدوين حديث و نقل آن ، از زمان خليفهء اوّل آغاز و بيش از يك قرن ادامه يافت . عايشه نقل مىكند پدرم احاديثى از رسول خدا جمع‌آورى كرده بود كه تعدادشان به پانصد حديث مىرسيد ؛ ولى روزى همهء آن احاديث را خواست و آتش زد . ( كنز العمّال ، ج 10 ، ص 285 ، ح 29460 ) . خليفهء دوم نيز اصحاب را از نقل حديث منع كرد و جمعى از اصحاب را به جرم نقل احاديث رسول خدا ، زندانى كرد . ( تذكرة الحفّاظ ذهبى ، ج 1 ، ص 7 ) . همچنين نقل شده است كه عمر نخست تصميم داشت ، سنّت رسول خدا را بنويسد ، سپس پشيمان شد و از نوشتن آن صرف نظر كرد و طى بخشنامه‌اى به همهء بلاد اسلامى نوشت : اگر كسى نوشته‌اى از سنّت رسول خدا نزد اوست ، همه را محو كند . ( كنز العمّال ، ج 10 ، ص 292 ، ح 29476 ) اين ماجرا در عصر بعضى ديگر از خلفا نيز ادامه داشت ، هر چند در خلافت امير مؤمنان على عليه السلام توجّه به سنّت رسول خدا و نقل آن مورد توجّه قرار گرفت ، ولى فرصت كافى براى انجام كامل آن ، به وجود نيامد ؛ منع تدوين حديث پس از آن حضرت تا زمان عمر بن عبد العزيز ادامه يافت ، تا آنكه مطابق نقل بخارى ، عمر بن عبد العزيز طى نامه‌اى به أبو بكر بن حزم نوشت : احاديث رسول خدا را بنويس ! زيرا از نابودى علم و از بين رفتن علما و دانشمندان مىترسم ! ( صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 60 ، باب كيف يقبض العلم ، از ابواب كتاب العلم ) . با اين حال ، پس از مرگ عمر بن عبد العزيز ، بار ديگر تدوين حديث با ركود مواجه شد ، تا آنكه در عصر خلافت منصور دوانيقى به طور رسمى و گسترده تدوين حديث آغاز شد . سيوطى از ذهبى نقل مىكند كه : در سال 143 هجرى دانشمندان اسلامى شروع به تدوين حديث ، فقه و تفسير كردند ؛ كه از جمله مالك ، كتاب موطّأ را تدوين كرد . ( تاريخ الخلفاء ، ص 301 ) ( شيخ خضرى بك نيز در تاريخ التشريع الاسلامى ، ص 74 - 72 ، شرحى دربارهء منع تدوين حديث نقل كرده است ) . ( 3 ) . تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 65 .